به نام خدا
<من آمدم.> هرچی فکر کردم که برای اولین پست چی بنویسم هیچی به ذهنم خطور نکرد. مهم این بود که امروز من هم آمدم. امروز من هم به جمع با صفای وبلاگ نویسان وارد شدم. امروز بعد از اون همه کلنجار رفتن با خودم بالاخره راضی شدم که بیام و بنویسم. امروز در اولین روز ماه مهردراین اولین لحضات فصل جدید من هم فصل جدیدی از زندگی را به روی خودم باز کردم.
خیلی حرف ها دارم که کم کم می گم.نه برای کسی که برای دل خودم. برای اینکه بماند.
برای شروع این مناجات ها که اولی از شهید دکتر چمران و دومی از دکترعلی شریعتی است را می نویسم . و از خداوند عاجزانه می خواهم این دعاها را نه از زبان من بلکه از زبان دو تن از بندگان خوبش بشنود و در حق من مستجاب کند.
مناجات شهید دکتر چمران:
خدایا! هدایتم کن زیرا می دانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است.
خدایا! هدایتم کن که ظلم نکنم، زیرا می دانم که ظلم گناهی نابخشودنی است.
خدایا! ارشادم کن که بی انصافی نکنم، زیراکسی که انصاف ندارد شرف ندارد.
خدایا! دلم ازظلم و ستم گرفته است؛ تو را به عدالتت سوگند می دهم که مرا در زمره ستمگران و ظالمان قرار ندهی.
خدایا! پستی دنیا و ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه گر ساز تا فریب زرق و برق عالم خاکی مرا از یاد تو دور نکند.
مناجات دكترعلى شريعتى
خدايا! "عقيده" مرا از دست "عقده ام" مصون بدار.
خدايا! به من قدرت تحمل عقيده "مخالف" ارزانى كن.
خدايا! رشد علمى و عقلى مرا از فضيلت "تعصب" و "احساس" و "اشراق" محروم نسازد.
خدايا! مرا همواره آگاه و هوشيار دار، تا پيش از شناختن "درست " و "كامل" كسى، يا فكرى مثبت يا منفى قضاوت نكنم.
خدايا! جهل آميخته با خودخواهى و حسد، مرا، رايگان، ابزار قتاله دشمن براى حمله به دوست، نسازد.
خدايا! شهرت، منى را كه: "مى خواهم باشم"، قربانى منى كه: "مى خواهند باشم" نكند.
خدايا! مرا از چهار زندان بزرگ انسان: "طبيعت"، "تاريخ"، "جامعه" و "خويشتن" رها كن، تا آنچنان كه تو اى آفريدگار من، مرا آفريده اى خود آفريدگار خود باشم، نه كه همچون حيوان خود را با محيط، كه محيط را با خود تطبيق دهم.