تبليغاتX
پاک دیده
گاه نوشت های پویا پرتو
نمی دونم بعضیا چطور اینقدر راحت دروغ می گن؟

امروز یه دوستی یه دروغی بهم گفت که اصلا انتظارش را نداشتم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 بهمن1385ساعت 3:26  توسط پویا پرتو  | 

این روزا حالم خیلی گرفته است. اما امروز بهم گفت:

زندگی همینه ، قرار نیست همیشه همه چیز بر وفق مراد باشه

بعد هم این حدیث را از امام علی(ع) برام خوند:

العیش یحلو و یمر: زندگانی گاه تلخ و گاه شیرین است.

رسم دیرین روزگار این است          یک زمان تلخ و گاه شیرین است

آدمی در میان  خوف  و  رجا          گاه شادان و گاه غمگین است 

+ نوشته شده در  جمعه 28 مهر1385ساعت 0:30  توسط پویا پرتو  | 

از آن ز عمر ابد کامیاب شد ابلیس          که سر به سجده آدم فرو نمی آرد
                                                                                                 < صائب>

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 مهر1385ساعت 1:29  توسط پویا پرتو  | 

این درگیری بین دانشگاه آزاد و دولت احمدی نژاد هم داره به جاهای باریکی کشیده میشه. امروز هم صحبت یکی از کارمندان دانشگاه بودم. حرف که به اینجا رسید چیزایی گفت که کله آدم سوت میکشید. حیف که الآن نمی‌تونم بنویسم.می خواستم بنویسم اما دیدم اگر بنویسم  خودم همین فردا صبح به اتهام براندازی نظام! از دانشگاه اخراجم و این بنده خدا هم از فردا به جای پشت میز نشینی باید بره با ماشینش مسافر کشی!

الآن می ترسم. شاید بهم بخندید . اما شما چه می‌دونید اینجا چه خبره. آره الآن می‌ترسم اما قول می دم به محض اینکه این دو ترم لعنتی تموم بشه، همه آنچه طی این چهارسال از کار اینا سر در آوردم را بنویسم. هرچند دیگه اون موقع شاید خیلی چیزا عوض شده باشه.

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 مهر1385ساعت 1:16  توسط پویا پرتو  | 

دیشب دوباره رضازاده قهرمان شد. آدم وقتی می بینه حسین  با نام یا اباالفضل کوهی از آهن را بالای سر می بره نا خود آگاه اشک تو چشماش جمع میشه. آفرین به حسین و آفرین به ابالفضل!
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 مهر1385ساعت 5:32  توسط پویا پرتو  | 

زندگي دو نيمه است : نيمه اول در انتظار نيمه دوم ، نيمه دوم در حسرت نيمه اول .

ابوعلی سینا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 مهر1385ساعت 1:49  توسط پویا پرتو  |