برعکس خیلی از بلاگرها که فصل امتحانات که میشه با یک عذر خواهی کوچک از خواننده هاشون، برای مدتی وبلاگ نویسی را کنار میگذارند، انگار من این روزا ذوق و شوق نوشتنم بیشتر شده. این چند روزه همش امتحان داشتم. از فردا هم چهار روز پشت سرهم امتحان دارم. اما هیچ وقت به یاد ندارم توانسته باشم جزوه یک درس را کامل بخونم و برم سر جلسه امتحان. اغلب یکی از توصیههایی که میشه اینه که چند ساعت قبل از امتحان دیگه نباید درس خوند. اما من همیشه تا آخرین دقایق مونده به شروع امتحان سرم تو کتابه و دارم درس میخونم و جالب هم اینجاست که تا هر جا که خونده باشم، به راحتی به سؤالهاش جواب میدم. اما هیچ وقت نشده که وقت کنم یک جزوه یا کتاب را کامل بخونم. مثلا همین امروز امتحان داشتم و با اینکه دو روز براش وقت داشتم از دیشب شروع به خوندنش کردم. امروز هم همه سوالها را جواب دادم به غیر از سؤالهایی که از دوفصلی اومده بود که من نخونده بودم! به هر حال اینم یه نوع درس خوندنه اما من به هیچ وجه امتحان کردن این روش را به شما توصیه نمیکنم.
اگه مثل من اهل تعقیب کردن تیترهای روزنامه ها باشید بعضی وقت ها ممکنه به نتایج جالبی دست پیدا کنید. به عنوان مثال تیتر چند روزنامه در هفته گذشته:
کارگزاران : « گرانی از کنترل خارج شده است» تیتر اول 17 دی
آفتاب یزد : « سطح عمومی قیمت ها از کنترل خارج شده است» تیتر اول 17 دی
مردم سالاری : « کنترل قیمت ها از دست رفته است» تیتر اول 17 دی
صدای عدالت : «سیاست دولت در مسکن گرانی به بار آورد» تیتر اول 17 دی
حالا برداشتهای من از این همه تشابه:
1- چه می کنه این گرانی؟!!! (به سبک فردوسی پور!)
2- چه سردبیر و مدیر مسئول پر کاری که همزمان این همه روزنامه را با هم اداره میکنه !
توجه داریم که: « روز 17 دی ماه هیچ اتفاق خاص بزرگی نیفتاده که تشابه تیترها اجتناب ناپذیر باشه. فقط نمی دونم چرا یه سری از این روزنامه های به اصطلاح مستقل ! اکثرا با هم به مسائلی از این قبیل پی میبرند؟»